السيد عز الدين الحسيني الزنجاني
29
تفسير سوره مباركه حمد ( فارسى )
داستان مفصّل و معروفى دربارهء يك نبّاش ( كسى كه قبرها را باز كرده و كفن مردهها را مىدزدد ) نقل شده كه او جرم بسيار شنيع و بدى را مرتكب گرديد ، آن چنان جرمى كه رسول رحمت او را طرد كرد و به او فرمود : من ديگر نمىتوانم تو را قبول كنم ! نبّاش به صحرا روى آورده و گريهها كرد تا آن كه اين آيه نازل شد : 5 . « قُلْ يا عِبادِىَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلى أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنوُبَ جَمِيعاً » . « 1 » يعنى ، اى بندگان من كه بر خودتان اسراف كرديد ، از رحمت خدا مأيوس نباشيد ، هر چند جرمتان بسيار سنگين است . از اين كه مىفرمايد : « اى بندگان من » عرفا جنجالى برپا مىكنند . مولوى مىگويد : لذت تخصيص تو وقت خطاب * آن كند كه نايد از صد خُم شراب « 2 » اين جبّار آسمانها و زمين است كه مىگويد « بندهء من » ، چه شرافتى بالاتر از اين براى تو كه خداوند تو را به خودش اضافه كرده است . قاعدهاى است در ادبيّات عرب كه مىگويد : جمع مُحلّى به « الف و لام » افادهء عموم مىكند ، يعنى اگر كلمهاى به صورت جمع باشد ، مانند : ذنوب ( گناهان ) كه جمع ذنب ( گناه ) است ، و در ابتداى كلمه نيز الف و لام باشد ، كه بشود : « الذنوب » ، در اين صورت افادهء عموم مىكند ، يعنى خداوند همهء گناهان را مىبخشد . 6 . « قالَ عَذابِى أُصِيبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَرَحْمَتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىءٍ » . « 3 » يعنى ، عذابم به هر كس كه بخواهم مىرسد [ ولى ] رحمت واسعهء من همه
--> ( 1 ) . زمر ( 39 ) آيهء 53 . . ( 2 ) . مثنوى مولوى ، دفتر پنجم ، ( مجرم دانستن اياز خود را ) . ( 3 ) . اعراف ( 7 ) آيهء 156 . .